ابراهيم اصلاح عربانى

568

كتاب گيلان ( فارسى )

بهنود - محمد على محمد على بهنود به سال 1303 در بندر انزلى متولد شده و به شيوهء كهن شعر مىسرايد . شعر زير از اوست : هرگه مرا كه ديده فتد بر جمال گل * گويم صد آفرين به رخ بىمثال گل دلداده بر گلم ، خوش از آنم كه دل مرا * در راه گل ز كف شد و شد پايمال گل گلزار را چگونه تحمل كند ز رشك ؟ * شوريده‌اى كه مست بود با خيال گل حيف است پايمال كنى شوكت بهار * بر اين بهاى كم چه فروشى جلال گل بهنود ، گل كه رفت گلاب است ازو به جاى * نتوان شُمرد پرپر گل را زوال گل بينا - قربانى رضا رضا قربانى به سال 1326 در بندر انزلى متولد شده و به شيوهء متقدمان شعر مىسرايد . شعر زير از اوست : نوروز در فرودين ، فكن از دل ملال را * جاى ملال و غم بگزين وجد و حال را نوروز سنتى است كهن ، محترم شمار * اين عيد پى خجستهء فرخنده فال را آراست لاله روى دلارا به آب و رنگ * تو نيز همچو لاله بيارا جمال را از آب آتشين كه نشاط آورد ترا * جامى بگير و رفع كن از خود ملال را خواهى اگر كمال و هنر آورى به دست * واجب شمار صحبت اهل كمال را بينا به نظم نغز به هم‌ميهنان خويش * تبريك گويد از دل و جان ، عيد سال را پادياب - فتاح فتاح پادياب به سال 1330 شمسى در فومن متولد شده و به شيوهء متقدمان شعر مىسرايد . غزل زير از اوست : به پايدارى شبها چو خواب مىشكنم * به رقص موج ، چو عمر حباب مىشكنم به خواب چشمهء نيلوفرين دشت شباب * چو خواب موج ، ز هرپيچ‌وتاب مىشكنم غمم بنوش شبى ، دختر شكوفهء مى * كه در كشاكش غم چون رباب مىشكنم اسير لحظهء بىخويشىام ، مرا درياب ! * كه چون ستاره به درياى آب مىشكنم به پاسدارىام اى آفتاب صبح بهار * شتاب كن كه چو نور شهاب مىشكنم پشيمان - موسىپور شرفشادهى موسى پورشرفشادهى متخلص به پشيمان به سال 1308 شمسى در لنگرود متولد شده و غزل و مرثيه به شيوهء متقدمان مىسرايد . غزل زير از اوست : هرآنكس هواى تو در دل ندارد * بود كشتزارى ، كه حاصل ندارد به وقت سحر ، در نماز شقايق * هرآنكس نبيند ترا ، دل ندارد به ذهن مقيمان ساحل نگنجد * كه درياى عشق تو ساحل ندارد چه خواندى به گوش شهيدان عشقت ؟ * كه كس شكوه‌اى هم ز قاتل ندارد پشيمان ، ره عشق سخت است بر تن * درآ ، زين قفس روح مشكل ندارد پورداود - ابراهيم استاد ابراهيم پورداود به سال 1264 شمسى در رشت متولد شده است . شرح حال او به تفصيل در اين كتاب آمده است . مقام علمى و عظمت كارهاى تحقيقاتى او مخصوصا در تاريخ و ادب ايران باستان ، ساير ويژگيهاى استاد از جمله ذوق و قريحهء او را در سرودن اشعار نغز تحت الشعاع قرار داده به‌طورى كه كمتر كسى وى را به عنوان شاعرى خوش‌قريحه مىشناسد . استاد پورداود در 1347 شمسى در رشت چشم از جهان پوشيد . در سرم نى هوس بارگه سيمين است * نه به دل آرزوى جام مى زرين است دردم از باده همىدارد و درمان يابد * گه كه پيمانه سفالينه و يا چوبين است درد خاصان حرم نيز ز مى به گردد * جا اگر كعبه و شب گرچه شب آدين است دست از باده نگيرند در اين گردش و چرخ * تا كه زر خوشه دهد تا به جهان پروين است مرد داناى هنرپيشه ، گرانمايه بود * جامه‌اش خواه ز ( چوخا ) ست و يا پشمين است سر گر از فتنه و افسون و دغل آزاد است * هست آسوده گر از خشت ورا بالين است يار اگر يار بود ، راز به وى بتوان گفت * خواه پروردهء پاريس ، و يا برلين است روز بازار فسون است ، نه دانش ، نه هنر * خاك جمشيد ز نيرنگ و دغل ننگين است